پسرم یک ماه شد
پسر ناز مامان امروز شد یک ماهه.مامانی و بابایی یک ماه با پسملشون روزهای سخت اما شیرینی رو پشت سر گذاشتن .پسرم خیلیییییییییییییییییییی دوست دارم. وقتی صدای گریه هاتو میشنوم و نمیدونم چه دردی داری دلم برات کباب میشه.خدا کنه این دل درد ها زودی تموم بشه تا منم خیالم راحت بشه.الان سرتو گذاشتی رو شونم و لالایی کردی خیلی شیطون شدی دیگه دوست نداری تو تختت بخوابی تا میذارمت شروع به غر زدن میکنی.راستی دیروز خاله زهرا از تهران اومدن دیدن شما گل پسر .وای خدای من مهدی و میلاد انقدر شیطونی کردن که خدا میدونه.من و بابایی هی به این دو تا نگاه میکردیم هی میگفتیم کسرا نباید اینطوری بشه .میلاد الان هشت ماهشه انقدر پسر بچه نه نه ای که خدا میدونه یک ثانیه از ما...
نویسنده :
mamany
13:15
خیلی دوست دارم
پسرم خیلی خیلی دوست دارم.میدونی مامانی وقتی تو دلم بودی خیلی حرف واسه نوشتن داشتم اما حالا که اومدی هیچ چیزی برای نوشتن ندارم.کلی فکر کردم تا اینکه به ذهنم رسید این شیطونی های که میکنی رو بنویسم.پسر عزیزم بعضی وقت ها خیلی اذییتم میکنی مثلا شب ها بعد از کلی که بهت شیر میدم ساعت 2 شب خوابت میبره میدونی پسرم شما خیلی شکمو تشریف دارین راس 2 ساعت بیدار میشی حتی بعضی وقت ها زودتر.ساعت 4 شب دوباره بیدار میشی شیر میخوری باز دوباره 6 همین طور ادامه میدی تا شب انقدر میخوری که همه رو پس میدی چند روز پیش انقدر پس میاوردی که بردیمت پش دکتر انقدر جالب بود واسم پسرم اخه مامانی اولین بار بود میرفت پیش دکتر اطفال.کلی معاینه کرد همه جای پسملمو.1200 گرم پسملم...
نویسنده :
mamany
12:19
بدون عنوان
صحبت های مامانی با دوستهای گلش
سلام به همه ی مامانای گل اومدم بهتون بگم که ببخشید از این که این روزها کمتر به وباتون سر میزنم. اخه میدونید یکم از حال و حوصله افتادم .کسرا هزار ماشا الله خیلی پسر اروم و اقاییه وقت هم دارم که بیا اینترنت. ولی فکر کنم تا زمانی که برگردم به حالت قبلیم یکم زمان ببره. راستشو بخواین خیلی احسا س تنهایی میکنم اصلا دلم نمی خواد تنها تو خونه باشم دور و برم بجز مادر شوهرم کسی دیگه ای نیست خیلی دلم میگیره .افسردگی بعد از زایمان که میگن یعنی اینی که من دارم تجربه میکنم.برام دعا کنید مادر با حوصله ای بشم .وقتی که یکم گریه میکنه منم باهاش گریه میکنم همش میترسم واسش اتفاقی بی افته اخه من مامان کم سن و سالیم تا حالا هم اصلا یک کوچولویی انقدری ک...
نویسنده :
mamany
20:19
کسری به دنیاااااااااااااااااااااااااااااااااا اومدددددددددددددددددد
عشق بابا و مامان امروز ساعت 11:40 دقیقه به دنیا اومد و خدا رو صد هزار مرتبه شکر که هم کسری و هم مامان سالم بودن خانمی امشبو بیمارستانه و من الان رسیدم خونه خدایااااااااااااااااااااااااااااا شکرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررت دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم خانمی دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارم کسرا 8 تا عکس که ساعت 3 بعداظهر گرفتم &...
نویسنده :
mamany
20:17





